شنیده شدن در اوج ناشنوایی

چهار شنبه 31 شهریور 1400 - 0:0:0

به گزارش  برنا؛ این برنامه در چهل و چهارمین قسمت خود شبی متفاوت را پشت سر گذاشت. فلورا سام در این قسمت روبه‌روی مهدی کلاته پسری از یک خانواده کاملا ناشنوا، نشست. کلاته در ابتدای صحبت‌هایش گفت: پدر، مادر و برادر و خواهرانم ناشنوا هستند و من تنها فرد شنوا در خانواده هستم؛ به همین دلیل من تا 4 سالگی نمی‌توانستم خیلی خوب صحبت کنم و پدرم مجبور شد تلویزیون بخرد؛ مادرم من را از صبح تا شب جلو تلویزیون می‌نشاند تا من تکلم را یاد بگیرم. در دوران ابتدایی نمی‌گذاشتم پدر و مادرم به مدرسه بیایند زیرا بچه‌ها آن‌ها را مسخره می‌کردند.

او درباره مادرش توضیح داد: مادر من برای تربیت ما خیلی تلاش کرد؛ چون سه فرزند ناشنوا و یک فرزند شنوا داشت. او هر روشی را برای تربیت ما امتحان کرد. همیشه اطلاعات جدید را درباره تربیت فرزندان یاد می‌گرفت. هر موفقیتی که ما امروز کسب کردیم به خاطر مادرم است.

بعد از پخش ویدیوئی از زندگی این خانواده، مادر و خواهر مهدی کلاته در استودیو حاضر شدند. مهدی پسرش، حرف‌های او و مادرش را که با زبان اشاره صحبت می‌کردند، ترجمه می‌کرد. این مادر ناشنوا درباره ازدواجش گفت: 15 سالم بود که ما خانه‌مان را بازسازی می‌کردیم و یک اتاق اضافه داشتیم. پدرم این اتاق را به یک پسر 23 ساله اجاره داد. بعد از مدتی به من توجه می‌کرد، برایم نقاشی می‌کشید در راه مدرسه من را همراهی می‌کرد و مراقبم بود. پیشنهاد ازدواج داد و بار دوم جواب مثبت دادم. بعد از ازدواج به سبزه‌وار رفتیم. در آن‌جا شرایط برایم سخت بود چون کسی زبان اشاره را بلد نبود. همه با تعجب نگاهم می‌کردند. وقتی دخترم را به دنیا آوردم شرایط کمی بهتر شد.

index

او درباره مادرش توضیح داد: مادر من برای تربیت ما خیلی تلاش کرد؛ چون سه فرزند ناشنوا و یک فرزند شنوا داشت. او هر روشی را برای تربیت ما امتحان کرد. همیشه اطلاعات جدید را درباره تربیت فرزندان یاد می‌گرفت. هر موفقیتی که ما امروز کسب کردیم به خاطر مادرم است.

بعد از پخش ویدیوئی از زندگی این خانواده، مادر و خواهر مهدی کلاته در استودیو حاضر شدند. مهدی پسرش، حرف‌های او و مادرش را که با زبان اشاره صحبت می‌کردند، ترجمه می‌کرد. این مادر ناشنوا درباره ازدواجش گفت: 15 سالم بود که ما خانه‌مان را بازسازی می‌کردیم و یک اتاق اضافه داشتیم. پدرم این اتاق را به یک پسر 23 ساله اجاره داد. بعد از مدتی به من توجه می‌کرد، برایم نقاشی می‌کشید در راه مدرسه من را همراهی می‌کرد و مراقبم بود. پیشنهاد ازدواج داد و بار دوم جواب مثبت دادم. بعد از ازدواج به سبزه‌وار رفتیم. در آن‌جا شرایط برایم سخت بود چون کسی زبان اشاره را بلد نبود. همه با تعجب نگاهم می‌کردند. وقتی دخترم را به دنیا آوردم شرایط کمی بهتر شد.

تُکتم کلاته در پایان افزود: من فرزند اول خانواده‌ام و اگر پدر و مادرم به من کمک نمی‌کردند من گوشه‌گیر می‌شدم. آن‌ها باعث شدند من اعتماد به نفسم را پیدا کنم. وقتی در محله بچه‌ها من را مسخره می‌کردند، پدرم من را دلداری می‌داد. بزرگتر که شدم شرایط بهتر شد و دیگر ناشنوایی من را ناراحت نمی‌کرد. خانواده پدرم زیاد با ما ارتباط برقرار نمی‌کردند چون خیلی با فضای ما آشنا نبودند؛ حس ترحم به ما داشتند و من از این حس بدم می‌آمد. دیپلم گرفتم و می‌خواستم به آن‌ها ثابت کنم که هیچ فرقی بین ما نیست. تلاش کردم و در آموزش و پرورش به عنوان معلم استخدام شدم. من این روحیه‌ام را از مادرم به ارث برده‌ام و زندگی را از او یاد گرفتم.

برنامه «نفس»، با رویکردی مادرانه، با اجرا فلورا سام هرشب ساعت 9:30 از شبکه نسیم پخش می‌شود.

منبع: خبرگزاری برنا


ارسال دیدگاه





ارسال

دیدگاه ها

نمایش همه نظرات